حرفهایی برای نگفتن

22 02 2009

42-20138082

گاهی وقتها واژه کم می‌آوری… دلت میخواهد چیزی را توضیح بدهی ، طوری بشکافی‌اش که بشود عمیق آن پریشانی‌ها، دلهره‌ها، فکرها و حس ها را در لحظه‌ای دریافت… دلت میخواهد دنبال همه کلماتی که فرار میکنند بدوی و دانه‌دانه رامشان کنی تا کنار هم بنشینند و بوم حرفهایت را رنگ کنند….

اما هیچ راهی پیدا نمی‌کنی! درمانده و عاجز گوشه‌ای مینشینی و می‌گذاری دلت تا می‌تواند خودش را به در و دیوار بکوبد …

خیلی حرفها را نمیشود هیچ وقت گفت… خیلی حرفها برای نگفته شدن هستند… برای اینکه دلت یاد بگیرد جایی برای حرفهای “هرگز” پیدا کند!


کارها

اطلاعات

8 جواب

27 02 2009
آستان حضرت دوست

گاهی وقتها واژه کم می‌آوری…
برای من گاهی وقتها نیست…همیشه این طوریه…داغم رو تازه کردی!

18 03 2009
شیما

سکوت بزرگترین سخنی است که خداوند به گویاترین زبانها بخشیده است…

20 03 2009
آستان حضرت دوست

سلام… عید شما مبارک…صد سال به این سالها و …امیدوارم سال خوبی داشته باشین…

25 03 2009
arezoo

kheiliiiiiiiiiiiiiiiiii harfe del bod dost jan!

kheili ha!!!

26 03 2009
آستان حضرت دوست

ای بابا…شما چقدر حرف برای نگفتن داری…باور کن اگه آپ کنی بد نیستا …. ثواب داره… لا اقلش اینکه من هی نمی آم اینجا چشمم نمی افته توی چشم این دخترک غم باد کرده مایوس سر رو موکت گذاشته…
ما چشم براهیم….

(;

29 03 2009
صندوقک

سال نو شما هم مبارک خانوم گل :) امیدوارم در این سال جدید به آنچه آرزوش رو داری و برات درش خیری هست برسی:)

24 04 2009
راحيل

اين روزا همه دنبال اين يه جايي هستن…

آپم

9 05 2009
آستان حضرت دوست

سلام…جواب سلام واجبه ها!! (؛
ما کارمون از چشم براهی گذشت…دیگه نگرانت شدیم…چیزی شده؟؟؟…چرا دیگه نمی نویسید؟؟؟

دیدگاه‌تان را بنویسید: