اخترک ما

25 12 2008

اخترک ما

اخترک ما

شب‌ها، از پشت پنجره‌‌ی همین ساختمان‌های بلندی که اتاق‌های‌تان را در آغوش گرفته‌اند، نیم‌نگاهی اگر به آسمان بیندازید و همان نیم‌نگاه را کمی دقیق‌تر کنید، کمی تنگ‌تر کنید چشمان‌تان را و سرتان را بچرخانید به گوشه‌ی سمت‌راست آسمان، شاید، شاید اخترک ما را ببینید که دارد چشمک می‌زند میان پهنه‌ی سرمه‌ای شب‌هنگام.

اخترک ما، جایی میان همین اخترک‌هاست. شماره‌ای هم ندارد که به خاطر آن، آدم‌بزرگ‌ها کلی تحویل‌اش بگیرند و ثبت‌اش کنند…

روزهایش طعم آفتاب و عسل و نارنج و خنده می‌دهد. شب‌هایش پیچیده در عطر هزاران رؤیای رنگی. پر از صدای قدم‌های مهتاب است میان خلوت‌های شفاف‌مان…

مردمان این سیاره هزار بُعدی‌اند. گاهی یک تابلوی هنرمندانه‌ی نقاشی میخ‌کوب‌شان می‌کند، گاهی یک‌بیت ساده‌ی شعر که زبان حال‌شان شده، هوش را می‌پراند از سرشان و گاهی از حل‌کردن یک مسئله‌ی پیچیده‌ی فیزیک کوانتوم، به اوج شادی و وجد می‌رسند. گاهی سرشان توی کتاب‌های فلسفی‌است و گاهی درگیر پیچ و مهره‌های فلان دستگاه تازه‌اند. ترکیب عجیبی هستند از منطق و دیوانگی، از عقل و شور عاشقی، از ریاضیات و ادبیات و هنر و موسیقی و فیزیک و نجوم و رنگ و شادی و غم. در اوج شادمانی می‌توانند غمگین باشند و در اوج غم می‌توانند چراغی در دل کسی روشن کنند تا تاریکی‌اش تمام شود.

در اخترک ما، همه چیز در خوبی‌ها خلاصه می شود، حتی بدترین اتفاقات هم یک روی خوب و امید بخش دارند، ما در یافتن این خوبی‌ها تخصص داریم.

مردم سیاره‌های دیگر خیلی راحت با ما جور می‌شوند، سفره‌ی دل‌شان را باز می‌کنند و دردها و غصه‌ها و تلخی‌هایشان را می‌ریزند بیرون تا سبک و آرام  شوند و امیدهای تازه جوانه بزند درون‌شان. بعد هم بهت‌زده، ما را نگاه می‌کنند و می‌گویند نمی‌دانند چه شد که همه‌ی این‌ها را برای‌مان تعریف کرده‌اند.

گاه‌به‌گاه مهاجرت می‌کنیم و بین ناحیه‌های مختلف اخترک‌مان جابه‌جا می‌شویم. اگر مدتی مطالعه نداشته باشیم ممکن‌است کوچ کنیم به بخش کتاب‌نشین سیاره‌مان و صبح و شب‌مان بشود خواندن و خواندن. خب ما اعتیادی شدید و در حد جنون به مطالعه داریم به علاوه عشقی وافر به خریدن و خط کشیدن و حاشیه‌نویسی کتاب! طبیعی‌است که مدتی دور شدن از این فضا، بهم می ریزدمان! البته بعد از سیراب‌شدن، دوباره برمی‌گردیم به همان مرکز اخترک و روزمرگی‌های رنگی و هزار بُعدی خودمان!

فکر کردن و گوش سپردن به صدای فکرهای‌مان را دوست داریم. تنهایی و خلوت‌های شخصی‌مان، جزهای جدانشدنی زندگی‌مان هستند….

گاهی خیلی شوخ‌طبعیم و گاهی خیلی جدی. بیشتر اوقات غیر قابل پیش‌بینی هستیم! بیش از اندازه مهربانیم، آنقدر که گاهی حس می‌کنیم دنیا تنگ‌شده برای قلبمان. درد عجیبی‌است که فقط مردم اخترک ما می‌دانندش و بس. کافی‌است حس‌کنیم کسی نیاز به کمک دارد تا با سر دوان‌دوان شویم به سوی‌اش!! حتی نیازی‌نیست طرف دهان‌اش را باز کند، یک هم‌اخترکی قبل از اینکه او چیزی بگوید آنجاست!!!!

از بیکاری هم دیوانه می‌شویم ، همیشه خدا هزار کار ریخته روی سرمان. از اینکه میان این همه مسئله غیر مرتبط غلت بخوریم کلی لذت می‌بریم.

خلاصه که ما از این سیاره می‌آییم… سیاره‌ای که با مهر و دوستی و رنگ و شادی عجین‌شده!

رنگیانه (کوتاه شده‌ی توصیه‌ی مداد رنگیانه) این پست:

مردمان اخترک ما زیاد نیستند، اما می‌توانند بهترین دوستان باشند، اگر کسی از اخترک ما را دیدید، این‌بار با نگاه متفاوتی به سمت‌اش بروید، دنیایی هزار رنگ و اعجاب‌انگیز روبه‌روی شماست!!!


کارها

اطلاعات

9 جواب

25 12 2008
اسفندیار ملکی

درود بر هم سیاره ای خوب و مهربان، بهترین از این نمی شد توصیف کرد، این دنیای عقل و جنون را، قلمتان را می ستایم.

“در اوج شادمانی می توانند غمگین باشند و در اوج غم می توانند چراغی در دل کسی روشن کنند تا تاریکی اش تمام شود.”

جان کلام بود. دست مریزاد. :)

25 12 2008
pastel

ما که کلی مفتخریم کا با یک نفر از این اخترک دوست می باشیم زیاد! ( یعنی هم زیاد دوستیم هم زیاد خوشحالیم!! :-) )

26 12 2008
Mahdi Ebrahimi

‫این پستت خیلی زیبا ست. عکس رو هم خیلی بجا انتخاب کردی. جمله آخرت هم منو به فکر فرو برد. (مردمان اخترک ما زیاد نیستند، اما می توانند بهترین دوستان باشند)

26 12 2008
محمّد

این دوستان در این اخترک شاید انگشت شمار باشن … ولی حضورشون رنگ میده به زندگی و معنی زندگی رو برای آدم صرف میکنه. اگه کسی بتونه پیدا کنه معنی بودن رو میفهمه و لذت میبره از اون نوری که توی غم سو سو میزنه و کم کم همه ی غار تاریکش رو نورانی میکنه
مدادرنگی هم البته یکی از همین دوستاس که با رنگهای شادش این بوم رو برامون پر از روح و شادی میکنه

27 12 2008
pastel

مداد تپل جان: یعنی نمیشه این کامنت منو ادیت کنی اون کا رو بکنی که؟!

27 12 2008
پدرام

چه نوشته‌ی قشنگی.لذت بردم.

چه اخترک قشنگی هم دارید. :D

28 12 2008
bamdadi

بیشتر وقت‌ها هم آدم‌های این اخترک به جان هم می‌افتند و خیلی وقت‌ها هم …

28 12 2008
cpencil

بامداد گرامی
فکر کنم متوجه منظور من از اخترک ما نشدید!! منظور من سیاره زمین نبود؛ آن که سیاره همه ماست، منظور من جایی است که من و برخی آدمهای شبیه به من از آنجا آمده ایم!!! این پست معرفی همان اخترک و خصوصیات و مردمانش بود :) در هرحال ممنونم که مثل همیشه آمدی

18 03 2009
شیما

مداد رنگی خیلی زیبا نوشتی!!!
گفتم بهت مدینه ی فاضله ای دارید برای خودتون :دی

دیدگاه‌تان را بنویسید: